در روز 22 بهمن 1357، تاريخ نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني (ره) به نقطه عطف خود رسيد. در روز 22 بهمن سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهي 2500 ساله و ظلم و استبداد بيش از 50 ساله رژيم پهلوي در ايران، ريشه كن شد و به خواست الهي حكومت جمهوري اسلامي تأسيس شد.
 
+ نوشته شـــده در سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعــت11:45 تــوسط امین ریاضی زاده |
دهه فجر
 

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید

+ نوشته شـــده در سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعــت11:25 تــوسط امین ریاضی زاده |
محمد (ص)

درود خدا برمحمد (ص) وخاندان پاك او باد وخداوند دشمنان قسم خورد اسلام نيست ونابود نمايد تا ديگر اجازه گستاخي واهانت به مقدسات مسلمانان ننمايند

+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و هشتم دی 1393ساعــت19:27 تــوسط امین ریاضی زاده |
شهيد فرهنگي
شهدای شهرستان دره شهر

((حقير براي تعويض پانسمان دستم به بيمارستان شهرمان رفته بودم آن شب مادر شهيد كاظمي من راديد گفت پسرم مجروح جنگي هستي گفتم آره گفت محمدرضاي من هم جبهه است ولي الان چندروز است دلشوره دارم وازپسرم هيچ خبر ندارم .چند روزبعد خبرشهادت شهيد كاظمي توسط برادرش برادر پاسدار رمضان كاظمي بابلندگو باشهامت تمام اعلام شد.بدون شك به اين مادر الهام شده بود كه فرزندت پركشيده وآسماني شده ))

شهيد محمد رضا كاظمي نام پدر : محمد

تاريخ تولد: 1344 تاريخ شهادت: 1366/10/09

محل شهادت : مهران 

خلاصه اي از زندگي نامه شهيد محمدرضا کاظمی

شهيد در سال 1344در روستای چم نمش شهرستان دره شهر در خانواده مذهبي ديده به جهان گشود در سن شش سالگي به دبستان رفت و بعد از پيروزي انقلاب با شروع جنگ تحميلي عازم جبهه شدند و در جبهه به درس خواندن ادامه داد و مؤفق به قبولي در دانشگاه تربيت معلم تهران شد اما چون جبهه نياز به نيرو داشت تربيت معلم را رها كرد و به جبهه رفت و در تاريخ 1366/10/09 به لقاء الله پيوست.(دانشجوی ترم آخر دانشگاه تربیت معلم تهران )

خصايص عمده شهيد محمدرضا کاظمی

علاقمند به كسب علم و دانش و شغل معلمي بود، بسيجي فعال متعهد، و مشتاق كمك به فقرا بودند و همچنين پيرو ولايت مطلقه فقيه بودند و همواره به روشنگري جوانان مي پرداختند.شهید محمدرضا کاظمی زندگینامه خود را با دست خط خود نوشته است .

 

وصیتنامه شهید:

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و درود و سلام و صلواتی برمحمد(ص) و آل اطهارش(ع) و درود و سلام  بر فرمانده ی  کل قوا این استوره  صبر و مقاومت امام خمینی و درود و سلام برتمامی شهیدان راه حق و خانواده های معظم آن ها و درود و سلام براسراء مفقودین ، جانبازان و خانواده های صابر آن ها و درود و سلام بر مردم همیشه درصحنه و حزب ا... دره شهر و درود و سلام بر رزمندگان پر توان اسلام در سراسر جبهه های نبرد حق علیه باطل و درود و فراوان بر معلمین و اساتید محترمی كه ما را در راه کسب علم و دانش یاری نمودند مخصوصاً مربیان و معلمین شهیدمان پرویز نوروزی  و غلام حسین زینی وند این دو اسوه تقوا و اخلاق – شهید نوروزی که درسر کلاس ریاضی دراوایل جنگ و انقلاب مثال های خود را با شهید و شهادت بیان می کرد و مانند شیر نظران در بین کسانی که می خواستند دانش آموزان را با بیانات و روزنامه های چپی خود منحرف کنند می غرید و آن ها را رسوا می کرد بچه ها را به انقلاب توجیه و راهنمایی می کرد و شهید غلامحسین زینی وند که هم در جبهه و هم در سر کلاس محل کار خود با آن اخلاق حسنه خود  و بچه ها را ارشاد می کرد.

یادم می آید درسال 62 عملیات والفجر 5 بود و بچه ها هر وقت ناراحت می شدند و یا ناراحتی بر ایشان پیش می آمد پیش غلامحسین می رفتند . باصحبت کردن و قوت قلبی که می داد بچه ها گویی اصلا ً مشکل و ناراحتی نداشتند و من هم با بینشی که داشتم و چون شیفته ی این دو معلم  شهید شدم شغل معلمی را برگزیدم تا اینکه مثل آن ها بتوانم خودم را بسازم و به دیگران خدمتی کرده باشم و مثل آنها در میدان نبرد کشته شوم. خدایا خودت می دانی که آرزوی من این است و اما چند توصیه دارم  به مردم همیشه در صحنه و دوستان و مسئولین محلی: درود بر شما مردم سلحشور و انقلابیدره شهر که با عملتان عملا ً ثابت نمودید که پشتیبان انقلاب و امام هستید انشاءالله که همان طور که هستید جبهه ها را گرم نگه دارید و پشت جبهه ها را با شرکت در مراسمات و کمک های مادی و معنوی خود کماکان گرم نگهدارید انشاالله  پیروزی ازآن مسلمین ومؤمنین است .

 یک توصیه دیگرکه دارم این است :

که وحدت داشته باشید ازتعصب های قبیله ای و قومی بپرهیزید که دشمن ازاین مسئله سؤ استفاده می کند و نیز نماز جمعه رافراموش نکنید ومسجدها راخالی نگذارید و از معلمین دلسوز و خدمتگزار همانطور که با محرومیت دارید به این انقلاب و این مردم محروم خدمت می کنید و با دلگرمی شوق فروان در ارشاد و راهنمایی محصلین عزیز کوشش کنید و آن ها را نسبت به انقلاب آگاه سازیدکه این ها آینده سازان مملکت هستند.

خداوند شما معلمین را که شغل پیامبری را انتخاب کرده اید موفق و مؤید گرداند و خدمتی که به ما کرده اید خدواند عوض آن رابدهد و ما که نتوانستیم جبران کنیم انشاالله که ما را می بخشید. 

اما شما نهادهای انقلابی  و سایر سازمان های خدمتگزار برادراني که در پیش  برد انقلاب سهم بسزائی داشته اید شما را به خدا هرچه از دستتان بررمی آید به این روستاییان و مردم این خطه شهید پرور بکنید اینها حق برگردن شما دارند این ها ذخائر انقلابند به این زحمت کشان کمک کنید که خداوند پاداش شما راخواهد داد ، مبَلِغین و روحانیون را برای ارشاد مردم به روستاها ببرید وگام ضروری را به آنها  تعلیم  بدهید آن ها را نسبت به مسائل روز و خدمتی که می کنید آگاه سازید تا آن ها هم به این انقلاب و این خدمتی که شما می کنید دل گرم وخوشحال بشوند و در جذب نیروهای مردمی برای جبهه ها با سپاه پاسداران همکاری کنید که سقوط صدام نزدیک است.

از وسایل نقلیه ای که دراختیار دارید جهت انتقال مردم از روستاها به نماز جمعه استفاده کنید که شرکت مردم در نماز جمعه خاری است درچشم منافقین و پیامی که دارم به دوستان ، همکلاسان این است که در دو جبهه ی درس و جنگ کوشش کنید تا موفق شوید و در جهبه در موقع ضروری حضور یابید و هر خدمتی که از دستتان می آید بکنید و جهبه ها را خالی نگذارید.

و توصیه ای که به خواهران دارم این است :که حجاب اسلامی خود را حفظ کنند که سیاهی چادر آن ها کوبنده تر از خون شهید است و دامن شما باید محل تربیتی فرزندان شما باشد آفرین بر این دامن پاک که چنین فرزندانی تربیت نموده و آن ها را راهی جهبه نبرد با دشمنان می نماید.

و آخرین  پیام که پیام رزمندگان و شهداء  «اسراء» است این است که تا سرنگونی کفر و فساد این  نهضت  و این  جنگ را ادامه دهید  زیرا امام  فرمود : اگر خمینی هم تنها بماند با این قلدران  و مفسدین مبارزه خواهد کرد. بنده در آخر از تمام دوستان ، فامیل ها و آشنایان  طلب عفو و مغفرت می کنم و انشاءالله  که ما را می بخشند ما كه خوبي نداشتیم امیدوارم که  بدی های ما را به  بزرگواری خود ببخشید .

در پایان از پدر و مادر دلسوز و شکسته دلم و برادران و خواهر عزیزم و سایر اهل خانواده  و بستگانم طلب عفو وبخشش دارم انشاءالله که مرا حلال کنند و صبر پیشه سازند ، خدا با صابران است .نماز و روزه قضا دارم برایم بگیرید درصورت امکان و از همگی التماس دعا دارم برای امام دعا کنید مخصوصاً مادران شهداء که دل شکسته هستند و خداوند در دلهای شکسته است امام  را دعا کنید انشاءالله امام پیروز است کفر و ایادی ظلم و زور نابودند.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار

رزمـــــــــندگان اســـــلام  نصـــــــرت  عـــــــطا  بفرمـــــا

خداحافظ محمدرضا كاظمي  - 1366/05/09

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعــت12:50 تــوسط امین ریاضی زاده |
يادياران
 

شهيد والامقام فرمانده پاسداردلير كه درمنطقه شاخ شميران تا آخرين قطرات خون جانانه جنگيد شهيد والامقام ازهمسايگان ودوستان دوران كودكي حقير بودن به داشتن چنين دوستي افتخار مي كنم

يادمه پدرمرحوم اين شهيد درتشيع جنازه قطره اي اشك نه ريخت ويعقوب وار وادع ابدي فرزندش راتحمل كرد (توضيح اينكه اين پدر مرحوم ازافرادمومن وخداترس بودند)

فرازي ازوصيت نامه شهيد

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعــت17:50 تــوسط امین ریاضی زاده |
حاجي دست ما راهم بگيريد
آی شهدا دست ما رو بگیرید …

بی سیم هایی که شما می زدید و بی سیم هایی که ما الان می زنیم خیلی تفاوت داره

شرمنده ایم به خدا …

 همت همت مجنون

حاجی صدای منو می شنوید

همت همت مجنون

مجنون جان به گوشم

حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر

محاصره تنگ تر شده …

اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی….

خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ….

اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند….

خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره …

عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده …

همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جان

فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم باشیم ….

حاجی اینجا به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید تا بوی گناه مشام تون

اذیت نکنه

ولی کو اخوی گوش شنوا…

حاجی برادرامونم اوضاعشون خرابه…….

همش می گیم برادر نگاهت برادر نگاهت ….

کو اونایی که گوش میدن.حتی میان و به این نوشته های ماهم میخندن چه برسه به  

عملش !!!

حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلب هارا می زنه

کمک می خوایم حاجی …….

به بچه های اونجا بگو کمکــــــــــــــــــــــــــــــ برسونند

داری صدا رو…….

همت همت مجنون…….

حکایت ما الان اینه ...

ولی کار ما از بیسیم زدن گذشته، کاش یه تیکه سیم می موند باهاش سیم خودمونو

وصل کنیم به شهدا

ولی افسوس که همه رو خودمون قطع کردیم. ولی بازم امیدمون به خودشونه.

یه نگاهی به خودتون بکنید و راهتون رو عوض کنید.

 

به خدا پشیمون می شید ...

شهدا شرمنده ...

دستمون رو بگیرید ...

حاجي شيطان عجب بساط پهن كرده ديگه صداي دعاي كميل بچه ها نمي آيد

به خدا حاجي دلم بدجوري گرفته ازخودم اززمانه

+ نوشته شـــده در جمعه نوزدهم دی 1393ساعــت19:59 تــوسط امین ریاضی زاده |
فقط سکوت لطفا"
افسران - کلاس درس عاشقی......... 2واحد امتحان کتبی عاشورا 
استاد امام حسین (ع )و علی اکبر

بادیدن این تصویر فقط سکوت لطفا" مردان ما اینگونه بوده اند

+ نوشته شـــده در شنبه سیزدهم دی 1393ساعــت14:45 تــوسط امین ریاضی زاده |
تک تیراندازرشید
افسران - این تک تیرانداز را می شناسید ؟

بیاید این تک تیر انداز رو بشناسیم؟

یک قناسه چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود اشک عراقی ها را درآورده بود. با سلاح دوربین دار مخصوصش چند ده متری خط عراقی ها کمین کرده بود و شده بود عذاب عراقی ها. چه می کرد؟ بار اول بلند شد و فریاد زد:« ماجد کیه؟» یکی از عراقی ها که اسمش ماجد بود سرش را از پس خاکریز آورد بالا و گفت: « منم!»
ترق!
ماجد کله پا شد و قل خورد آمد پای خاکریز و قبض جناب عزراییل را امضا کرد! دفعه بعد قناسه چی فریاد زد:« یاسر کجایی؟» و یاسر هم به دست بوسی مالک دوزخ شتافت!
چند بار این کار را کرد تا این که به رگ غیرت یکی از عراقی ها به نام جاسم برخورد. فکری کرد و بعد با خوشحالی بشکن زد و سلاح دوربین داری پیدا کرد و پرید رو خاکریز و فریاد زد:« حسین اسم کیه؟» و نشانه رفت. اما چند لحظه ای صبر کرد و خبری نشد. با دلخوری از خاکریز سرخورد پایین. یک هو صدایی از سوی قناسه چی ایرانی بلند شد:« کی با حسین کار داشت؟» جاسم با خوشحالی، هول و ولا کنان رفت بالای خاکریز و گفت:« من!»
ترق!
جاسم با یک خال هندی بین دو ابرو خودش را در آن دنیا دید!
شهید زرین تک تیراندازی بود که صدام برای زنده و مرده آن جایزه گذاشته بود .
روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم دی 1393ساعــت10:55 تــوسط امین ریاضی زاده |
ازجهل خود بکاهیم

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم دی 1393ساعــت10:52 تــوسط امین ریاضی زاده |
بانوی سرزمین من
افسران - تو همچنان فرشته بمان ...

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم دی 1393ساعــت10:49 تــوسط امین ریاضی زاده |
شهادت لیاقت می خواهد
افسران - ای کاش ...

شهادت لیاقت می خواهد که مانداشتیم بدون شک جای ازکارما ایرادداشت امیدوارم اگر چه ازقافله شهدا ءجاماندم ولی ازیادشهدا جانمانم

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم دی 1393ساعــت10:48 تــوسط امین ریاضی زاده |
فتنه88
افسران - پوستر ۹ دی / فتنه دست ساز

9دي ماه سال 1388پايه ريزي فتنه اي كه به نام جنبش سبز آغاز شد ودشمنان قسم خورده خواب تجزيه ايران رادرسر داشتن كه باهوشياري ملت ودر راس آن ولايت فقيه رهبرعزيز نقش برآب شد

+ نوشته شـــده در پنجشنبه چهارم دی 1393ساعــت17:31 تــوسط امین ریاضی زاده |
گوشه اي ازارادت مردم شهر من درعزاي ائمه

مردم ولايتمدار شهرمن درايام سوگواري ائمه مسير بيست كيلومتري شهرمان تا دهستان ارمو وزيارت امام زاده سيدسيف الدين محمد (ص) برادرزاده امام رضا(ع) پياده مي روند

+ نوشته شـــده در سه شنبه دوم دی 1393ساعــت18:8 تــوسط امین ریاضی زاده |
نا امیدی
                             گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org                          علامه شیخ بهائی

                                 همه روز روزه بودن                                همه شب نماز کردن

                                     همه ساله حج نمودن                           سفر حجاز کردن

                                    زمدینه تابه کعبه                                 سر و پا برهنه رفتن

                                   دولب ازبرای لبیک                                به وظیفه بازکردن

                                   به مساجد ومعابد                               همه اعتکاف جستن

                                   زملاهی ومناهی                                 همه احتراز کردن

                                 شب جمعه ها نخفتن                              به خدای رازگفتن

                                زوجود بی نیازش                                     طلب نیاز کردن

                                             به خدا که هیچ کس راثمر آنقدر نباشد

                                          که به روی نا امیدی دربسته باز کردن                   

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعــت12:12 تــوسط امین ریاضی زاده |
حدیث نور
قال الحسین (ع)

من نفس کُربة مومن فرج الله عنه کربتهُ یوم القیمه کرب الدُنیا والاخره

هرکس مشکل مومنی رابرطرف سازد خداوند گشایشی درمشکلات دنیایی وآخرتی او فراهم می آورد

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعــت11:49 تــوسط امین ریاضی زاده |
حجاب آرامش
حجاب آرامش است نه مانع درست فکر کنیم

حجاب مثل دیوار خانه وسیم خاردار است،اگر دیوار خانه بلند بود ،آن را کوتاه کردید،سیم خاردار را برداشتید ، در بسته بود باز کردید، این کار موجب راحتی وآسایش است یا ناآرامی؟

 اگر درها ودیوارها برای راحتی اهل خانه است، حجاب هم برای آسودگی بانوان است،اسلام برای راحتی جامعه زنان حجاب را آورده نه مشقت.

 کسی که دور خانه اش دیوارمحافظ ندارد، او آرامش وآسایش ندارد وباید همیشه گوش به زنگ باشد کسی مزاحم نشود،درمقابل دزدان امنیت ندارد، با برداشتن دیوار برای خودش اسباب زحمت درست کرده.       

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه دهم آذر 1393ساعــت21:34 تــوسط امین ریاضی زاده |
پابرهنگان
اینان فرزندان روح الله هستن که روزگاری نامعادلات دشمن وحامیان قسم خورده اورا به هم زدن وصدام را به زانو درآوردن آری اینان نه تکاور هستند نه نیروی آموزش دیده بلکه پابرهنگانی که باسلاح ایمان وارد عمل شدن یادشان گرامی باد

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه یکم آذر 1393ساعــت19:38 تــوسط امین ریاضی زاده |
بسیج درکلام امام (ره)
بسيج در کلام امام راحل

            بسيج لشكر مخلص خداست.

  • بسيج ميقات پا برهنگان و معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام ونشان در گمنامي و بي نشاني گرفته اند.
  • بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكو فه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين[و] حديث عشق مي دهد.
  • بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گل
  • دسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند.
  • من دست يكايك شما پيشگامان رهايي را مي بوسم، و مي دانم كه اگر مسئولين نظام اسلامي از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهي خواهند سوخت.
  • حقيقتاً اگر بخواهيم مصداق كاملي از ايثار و خلوص و فداكاري، و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهيم، چه كسي سزاوارتر از بسيج و بسيجيان خواهند بود؟
+ نوشته شـــده در شنبه یکم آذر 1393ساعــت19:3 تــوسط امین ریاضی زاده |
موانع
افسران - معارضان فرهنگ انقلابی و اسلامی را «نا امید» کنید ...

جوانان هرکشور سرمایه های آن کشورهستند موانع رابرداریم تا شاهد پیشرفت باشیم

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعــت15:25 تــوسط امین ریاضی زاده |
دعای عروس درمراسم عقد

آنچه می خوانید خاطره ای است از زندگی شهید علی تجلائی:

 قبل از شروع مراسم عقد، علي آقا روبه من كرد و گفت: «شنيده ام كـه عروس در مراسم عقد هرچه از خداوند بزرگ بخواهـد اجـابتش حتمـي است».

نگاهش كردم و گفتم: چه آرزويي داري؟

در حـالي كـه چـشمان مهربانش را به زمين دوخته بود گفت: «اگر علاقه اي به من داريـد و اگـر به خوشبختي من مي انديشيد، لطـف كنيـد و از خـدا بـرايم سـرانجام شهادت را بخواهيد.»

از اين جمله علي تنم لرزيد. چنـين آرزويـي بـراي يك عروس، در استثنايي ترين روز زندگي، بي نهايت سـخت بـود!

سـعي كردم طفره بروم اما علي قسم داد. در اين روز اين دعا را در حقش كرده باشم، به ناچار قبول كردم...

 روحش شاد ویادش گرامی باد

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیستم آبان 1393ساعــت15:33 تــوسط امین ریاضی زاده |